آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 19:32  توسط امین محمد روزگرد
|
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه نشین باده ی مستانه زدند
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 12:9  توسط امین محمد روزگرد
|
اگر براي جامعهات مفيد نباشي،
خواه به نماز ايستاده باشي،
خواه به شراب نشسته باشي،
تفاوتي نيست!
دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 9:26  توسط امین محمد روزگرد
|
ای صبا نکهتی از خاک ره يار بيار
ببر اندوه دل و مژده دلدار بيار
+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 12:38  توسط امین محمد روزگرد
|
يادمان باشد شايد
مرد تنها، كنج ديوار
به دور از غم ها
منتظر هست كه دستي
دل گرمش را سخت
پر كند از نفس يك ديدار
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 9:54  توسط امین محمد روزگرد
|
روشن از
پرتو رويت نظری نيست که نيست
منت خاک درت بر بصری نيست که نيست
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 11:19  توسط امین محمد روزگرد
|
در ابتداي راه زيبايي دور دست ما را شيفته حركت ميكند،
چون به ميانه ميرسيم تازه زيبايي و سختي سفر را ميفهميم،
از اينجا دو دسته ميشويم،
دستهاي كه شيفتهي ايستادن هستند و دستهاي كه مشتاق رفتن.
به ناچار با عزيزان خداحافظي ميكنيم و به اميد دوستان جديد ميرويم.
سفر به سلامت
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 17:46  توسط امین محمد روزگرد
|
آنچه آدمی را والا می کند
مدت احساس های والا در اوست
نه شدت آن احساس ها
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 9:37  توسط امین محمد روزگرد
|
بحري است بحر
عشق كه هيچش
كناره نيست
آن جا جـز آن كـه جان بسپارند چاره نيست
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 11:26  توسط امین محمد روزگرد
|
به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک،
چرا باید به دور تو بگردم ؟
ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی ، برو با دل بیا تا من بگردم...
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 14:4  توسط امین محمد روزگرد
|